محمد حسن خان اعتماد السلطنه

807

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

طرف امراى شاه طهماسب كه در مرند بودند فرستاد ، چون قشونى كه با امراى شاه طهماسب بودند خيلى كمتر از عساكر عثمانى بود بعد از چند جنگ به اردوى شاه طهماسب آمدند و سلطان سليمان خان به تبريز رسيده در چرنداب نزول كرد ، و القاس ميرزا در باغ عيش‌آباد نزول نمود و چهار روز در تبريز علوفهء اسبان و شتران برگ و پوست درخت بود ، چون عساكر عثمانى از بىقوتى و نبودن علوفه كار را بر خود سخت ديدند به غارت و نهب شهر پرداختند ، امّا سلطان سليمان خان رستم پاشا را فرستاده قشون را از تاراج مانع آمد ، از آن طرف عساكر شاه طهماسب از هركنار به قشون عثمانى تاخت آورده جمعى را دستگير مىكردند و به قتل مىرسانيدند ، سلطان سليمان خان چاره را منحصر به مراجعت ديده روز دوشنبهء بيست و چهارم ربيع الثانى از تبريز كوچ كرد و بعضى از امراى شاه طهماسب از عقب اردوى سلطان عثمانى رفته جنگى سخت با قشون عثمانى كرده آنها را شكست دادند و در مراجعت عساكر سلطان سليمان خان وان را بگرفتند و سلطان عثمانى حكومت وان را به اسكندر پاشا داد و متوجّه دياربكر گشت ، شاه طهماسب چون شنيد سلطان سليمان خان از تبريز رفته است روانه خوى شده به چالدران فرود آمد و در اينجا شاه قلى سلطان والى كرمان و محمود خان افشار با سه هزار سوار به اردوى پادشاهى پيوستند و در اين اوان اسمعيل ميرزا در قارص با عساكر عثمانى جنگ كرده آنها را شكست داد و قلعهء قارص را خراب كرده به اردوى شاه طهماسب آمد ، نيز عساكر پادشاهى در حدود شكّى و آن نواحى اظهار تسلّط كرده و شاه طهماسب پس از رفتن به اوچ كليسا به قزوين آمد و سلطان سليمان خان كه به دياربكر رفته بود القاس ميرزا را با پنجهزار سوار از راه كردستان به طرف همدان فرستاده از اينجا القاس ميرزا به قم آمده بر اين شهر مستولى گشت و جمعى را به غارت رى فرستاد ، بعد كاشان را نيز بگرفت ، در اين وقت شنيد كه موكب شاه طهماسب به او نزديك شده از خوف راه اصفهان پيش گرفت و كوشش زياد كرد كه اين شهر را مسخّر نمايد ولى ممكن نشد ، و شنيد كه جمعى از عساكر شاه طهماسب به كاشان آمده‌اند لهذا به فارس رفت و در راه قلعهء ايزدخاص « 1 » را قتل عام كرد و آخر الامر از بهبهان به

--> ( 1 ) . احسن التواريخ : يزدخاص .